حضرت سیدنا عمر رض فرمودند!


آخرین پست در این وبلاگ
تنها راهه فرار از درد دفن کردن آن است....
به زور آن را در زیرزمین فرو کردن و پر کردن
هر لحظه ی بیداری تا جایی که دیگر جایی
برای فکر کردن و به خاطر آوردن نباشد...
در دردها دوست را خبر نكردن
خود يك عشق ورزيدن است..
تقيه ي درد زيباترين نمايش ايمان است..
به محبت خلوصي مي بخشد كه سخت شيرين است.
رنج تلخ است اما هنگامي كه تنها مي كشيم تا دوست را به ياري نخوانيم..
براي او كاري مي كنيم و اين خود دل را شكيبا مي كند ......
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصلا نمی دانم چی بنویسم...
هیچ کلمه ای به ذهنم نمیرسه..
ببخشید همه نظرات و تایید کردم فقط..
نتونستم بیام و به وبلاگهاتون سر بزنم..چون واقعا
نمی توانم...عید قربان را هم نمی دانم ولی احساس
می کنم هیچ هیجانی رو در من زنده نمی کنه...
کی این خستگی ها تمام میشه نمی دانم..
اصلا چیزی به ذهنم نمیرسه واسه نوشتن...
عید خوبی داشته باشید...
بدرود
تا 5 سال پیش خیلی بحث در مورد سال 2012 و پایان دنیا نبود اما به یکباره جو گسترده ای در مورد پایان دنیا در رسانه های مختلف دنیا به وجود آمد. خصوصا در چند سال اخیر شایعات زیادی در مورد پایان یافتن دنیا در 21 دسامبر سال 2012 یعنی مصادف با اول .دی.جدی و شب یلدای 1391 قوت گرفت که باعث شده تا در این روزها بسیاری از مردم دنیا دچار استرس های متعدد شوند.
لذا از آن جایی که هیچ مبنای علمی برای حقیقی بودن این حرف ها وجود ندارد نمی توان آن ها را باور کرد و تنها باید به شکل یک شایعه با آن ها روبرو شد اما این روزها که تنها دو روز به شب یلدا و 21 دسامبر باقی است، عده ای نه تنها این شایعه را باور کرده اند بلکه قضیه پایان دنیا را بدجــــور جدی گرفته اند. حتی عده ای در کالیفرنیای آمریکا پناهگاهی زیرزمینی با تجهیزات کامل ساخته اند تا اگر دنیا زیرو رو شد بتوانند باز هم دوام بیاورند و در جهان پس از پایان دنیا به بقای خود ادامه دهند! برای دیدن تصاویر روی ادامه مطلب کلک کنید.
به کجا می نگری ؟!
زندگی ثانیه ایست !!
وسعت ثانیه را می فهمی ؟!
هیچکس تنها نیست ...!!
ما خدا را داریم ...!!

"I say by emphasize, as long as Pakistan did not change its strategy, Afghanistan's problem with that country will not be solved."
The National Hero of Afghanistan
شاید سالها بعد در گذر جاده ها ...
بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم ...
آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود....!!!
یک ترانه کودکانه، تقدیم به تمامی کودکان نازنین و دوست داشتنی افغانستان!
(( سازندگان فردا ))
ماکـــــــودکـانامــــروز، سـازندگـانفــــردا
ای رهـبر و بزرگـــــــــان! یاری کــــنید مـارا
درسخـوده بخوانیم، خـــــوب و بـده بدانیم
نهـال صلح ودوستی، دراین چـمنبشـانیم
تاجک وپشتونهـســــتیم، هـزاره و ازبکـیم
ایمـاق ونورسـتانی، پـشــه یی یا ترکمنیم
گلهـای نو رستهایم- سیب، انار و پستهایم
میوهی هررنگ اما، یک گـــــروه و دستهایم
باهمهستیم صمیـمی، چونخواهر و برادر
برایهمــهی ما، میهــن به ســـــــانمادر
کودکافغـانهستیم، نسل قهرمانهستیم
به فـــردایمملـــکت، حـاکم دورانهستیم
ماکودکــــــانامــــروز، سازندگــــــانفــردا
ای رهـــــبر و بزرگــــــان، یاریکنـــید مـارا
پسرم چرا اینگونه خار زار نشستی ؟ به چه فکر میکنی ؟حقت را خوردند ؟ نانت را ازت گرفتند ؟ ، لباست را ازت گرفتند ؟ مدرسه ات را آتش زدند ؟ پدرت را در انتحاری کشتند ؟ وطنت را ازت گرفتند ؟ کیها ؟ میدانم به چه فکر میکنی ! میخواهی با لباس پاک و تمیز و سر و صورت تمیز به مدرسه بروی "درس بخوانی " با کودکان بازی کنی " و از مدرسه برگردی مادرت بگوید پسرم از مدرسه آمدی ؟ برو لباسهایت را عوض کن دوش بگیر و بیا غذا بخور .....! میخواهی پدرت برایت لباس ، دوچرخه ( بایسکل ) توپ ،سامان بازی و....... بخرد ؟ کدام لباس ؟ کدام دوش ؟ غذا کوو ....؟ پسرم در یخچال تان چیز برای خوردن نداری ؟ نگفتی یخچال چیست ؟ عزیزم متاسفم که کاری برایت انجام داده نمیتوانم به جز اشک ریختن و چند سطر چرند نوشتن . درود بر شرفت که با این همه مشکلات هنوز همت داری .......

سلامت میکنم مادر جوابم می دهی یا نه؟؟
به خوابم امدی دیشب نمیدانم که یادم میکنی یانه؟
غریب افتاده ام مادر دعایم میکنی یانه؟ ...
دعا در حق من کردی نمیدانم هنوزم میکنی یا نه؟
گر بدی کرده ام مادر جوانی بود و نادانی!
نمیدانم که ای مادر حلالم میکنی یانه
اللهم اجعل لي في رمضان نصيبا من رحمتك الواسعة، واهدني فيه لبراهينك الساطعة، وخذ بناصيتي إلى مرضاتك الجامعة يا رب.
خدایا!!!
شکرت میکنم بخاطر نداشته هام ، که اگه داشتم ارزششون رو نمیدونستم
شکرت میکنم بخاطر هیچ چیز و همه چیز . . .
جهان به آن نیرزد که پریشان کنی دلی را..
داد باغ و دم مرغان بدهد آب حیات
آن زمانی که درآییم به بستان من و تو
اختران فلک آیند به نظاره ما
مه خود را بنماییم بدیشان من و تو
من و تو بیمن و تو جمع شویم از سر ذوق
خوش و فارغ ز خرافات پریشان من و تو
طوطیان فلکی جمله شکرخوار شوند
در مقامی که بخندیم بدان سان من و تو
این عجبتر که من و تو به یکی کُنج این جا
هم در این دم به عراقیم و خراسان من و تو
به یکی نقش بر این خاک و بر آن نقش دگر
در بهشت ابدی و شکرستان من و تو
در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ زیبا
زیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمی ماند
امـا آنچه خوب است همیشه زیباست ...
عکس منابع طبیعی و معادن افغانستان که توسط ادارۀ زمین شناسی ایالات متحده از ارتفای 50 هزار فوت گرفته و ترتیب شده است.
چه کسی تابحال گریه مرد افغان دیده؟!
آقای رئیسجمهور!
آقای رئیسجمهور! آیا این را دیدهاید؟
تقصیر تو نیست
تقصیر این بعد مسافت است
مردهای افغان را نمی شناسی
هر کس این عکس را دید، گفت:
آخر مرد افغان اشک نمی ریزد
پس آخر چه بر سرش آمده؟
آقای پرزیدنت!
امروز با تو حرفی ندارم
تقصیر تو نیست
تقصیر این بعد مسافت است
تو نمی فهمی،
بغضی را که پایین نمی رود
با کس دیگری حرف دارم
با کسی که به محض دیدن این عکس او را صدا کردم:
شیر دره ی پنج شیر!
با تو ام
بیدار شو و ببین!
اما، نه
نه
زبانم لال
بیدار نشو!
می ترسم از نگاهت
از فریادت،
بعد از اینکه عکس را دیدی
...
عجب دنیایی ست
همه دلمان تنگ شده است..
برای یک مرد..
در افغانستان
...
وای اگر تو بودی
شیر دره ی پنج شیر!
اگر بودی...
وفاداری ؟ خدا بیامرزتش !
صداقت ؟ یادش گرامی باد !
غیرت ؟ به احترامش چند لحظه سکوت !
معرفت ؟ یابنده پاداش می گیرد!
پس برخیز تا چنین مردمی بگریند ...
.
.
درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند
مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند

ديدن لبخند آنهايي كه رنج مي كشند از ديدن اشك آنها دردناكتر است.
بار دیگر اسم پاکت را خراسان میکنیم!
مغز تاریخت دگر بار تازه عنوان میکنیم!
نی افغانیم، نی پتانیم، نی وهابی و عرب
ما خراسانییم! خراسان را خراسان میکنیم!
به میان دل خیال مه دلگشا درآمد
چو نه راه بود و نی در عجب از کجا درآمد
بت و بت پرست و مؤمن همه در سجود رفتند
چو بدان جمال و خوبی بت خوش لقا درآمد
دل آهنم چو آتش چه خواست در منارش
نه که آینه شود خوش چو در او صفا درآمد
به چه نوع شکر گویم که شکرستان شکرم
ز در جفا برون شد ز در وفا درآمد
همه جورها وفا شد همه تیرگی صفا شد
صفت بشر فنا شد صفت خدا درآمد
همه نقشها برون شد همه بحر آبگون شد
همه کبریا برون شد همه کبریا درآمد
همه خانهها که آمد در آن به سوی دریا
چو فزود موج دریا همه خانهها درآمد
همه خانهها یکی شد دو مبین به آب بنگر
که جدا نیند اگر چه که جدا جدا درآمد
همه کوزهها بیارید همه خنبها بشویید
که رسید آب حیوان و چنین سقا درآمد
الهی! ترسانم از بدی خود؛ بیامرز مرا به خوبی خود.
الهی! اگر عبدالله را نمینگری، خود را نگر، و آبروی من پیش دشمن مبر.
الهی! با تو آشنا شدم، از خلایق جدا شدم و در جهان شیدا شدم نهان بودم؛ پیدا شدم.
الهی! مرا آن ده که آن به.
الهی! فضل تو را كران نیست، و شكر تو را، زبان.
مکه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درستهایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود
درمکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش میگردند
در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه ان دوره گرد خود خدا بود
درمکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خویش برگردم و درهمان نماز ساده خویش تصور خدارا در کمک به مردم جستجوکنم ... آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست .!...
